ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
294
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
نيز دارد . رساله دو قسمت است يكى دربارهء شكل آسمان و اجرام سماوى و افلاك است ، و دوّمى به شكل زمين و پديدههاى جوى و مسائل مربوط به آن اختصاص دارد . در اين قسمت اخير از تقسيم زمين به هفت اقليم و از درياها و جزيرهها و رودها و حساب وقت و مسائل تقويم و فاصلهء ستارگان از زمين و حجم آنها نسبت به زمين 121 و غيره سخن آمده ، و اين طرز تقسيم ما را به ياد مؤلّفات عربى همانند در زمينهء جغرافياى رياضى عرب مىاندازد كه به موقع از آن سخن كردهايم . شايد تأليف كتاب با درسهايى كه ابن عبرى از سال 1272 تا 1279 در مراغه مىداده است مربوط باشد ، 122 چنان كه خبرگان موضوع گفتهاند كتاب ابن عبرى رسالهء تازهاى است كه در زبان سريانى از جغرافياى نجومى سخن دارد . 123 بعضى از دانشوران از مطالب آن آشنايى كامل با بيرونى را كشف كردهاند 124 و مؤلّفات ديگر ابن عبرى نيز اين نكته را تأييد مىكند . گويا يك زيج و تقويم نجومى نيز با اين تأليف بزرگ همراه بوده ، ولى نام آن دو در فهرستها به صورت تأليفى جدا آمده است . 125 فرهنگنامهء بزرگ ابن عبرى در لاهوت به نام منارث قدشى ( منارة الأقداس ) كه ضمن آن بنيادهاى نوزدهگانهء ايمان درست را شرح مىدهد ، نيز مطالب جغرافيايى فراوان دارد . 126 در اين كتاب معرفت به طور كلّى اهمّيّت درجهء اوّل و معرفت جهان طبيعت ، اهمّيّت درجهء دوّم دارد و در اينجا ابن عبرى مطالبى ذكر مىكند كه از روى آن فى المثل فهرستى از گلهايى كه ابن عبرى مىشناخته تنظيم مىتوان كرد . 127 اين رساله بارها به عربى ترجمه شده است . 128 نفوذ فرهنگ عربى و اسلامى در شخص ابن عبرى به خوبى نمايان است . شايد اين موضوع در سوّمين اثر علمى او كه با جغرافيا ارتباط نزديك دارد نمايانتر باشد ، منظور نقشهء شبه مدوّر جهان است كه با منارث قدشى و كتاب تاريخ وى 129 ارتباط دارد 130 و تاكنون چهار نسخهء خطى از آن به دست آمده است 131 كه بهتر از همه جزو نسخه خطى فرهنگ بر على در پاريس موجود است . 132 مبناى ابن عبرى در كار ترسيم اين نقشه نقشهء ديگرى از قرن دوازدهم / ششم ه . بوده 133 كه سلسلهء نقشههاى مدور جهان را كه از پيش شناختهايم تكميل مىكند ، ولى با آنكه جهان را به هفت اقليم تقسيم كرده ارتباطى با اطلس اسلام ندارد . ميلر ، كارشناس نقشهشناسى عرب ، گويد كه اصل آن يونانى - عربى بوده كه بىگفت و گو از يك منبع عربى به سريانى راه يافته است 134 و نشانههايى در آن هست كه ادريسى را به ياد مىآورد . 135 نخستين مصحّحان اين اثر ، شابو و گوتهيل ، نتوانستند راه حلّى مناسب براى اين مشكل پيدا كنند . نخستين بار هونيگمان پرتوى به وضع آن افكند و ضمن تحليل نامهاى جغرافيايى 136 معلوم داشت كه به احتمال نسبتا قوى اين اثر با بيرونى بيشتر از ديگران ارتباط دارد . 137 از كتاب ديگر ابن عبرى معلوم شده كه وى با مؤلّفات اين دانشور و الا مقام آشنا بوده است . به هر حال نقشهء مذكور